

Song
·
3 mins
·
Nov 2, 2013
انقد زدی به ریشه م که برگ و بار من ریخت
هر چی تو دست من بود دار و ندار من ریخت
من راه دادمت به حریم امن خونه م
با زلزله اومدی سقف و حصار من ریخت
از فصلهای تقویم فصلی به نام من بود
پاییز تو که اومد پشتش بهار من ریخت
-گاهی به یک معجزه تغییر کرده تقدیر
یک عالمه گریه از این انتظار من ریخت
با سردی نگاهت من گرم می گرفتم
انقد غرورم شکست تا اعتبار من ریخت
-من فرش کهنه ای در خونه تکونی تو
جوری منو تکوندی گرد و غبار من ریخت
یک شمش از طلا رو به دست تو سپردم
تو سکه ضرب کردی اما عیار من ریخت
-گاهی به یک معجزه تغییر کرده تقدیر
یک عالمه گریه از این انتظار من ریخت
با سردی نگاهت من گرم می گرفتم
انقد غرورم شکست تا اعتبار من ریخت
-من فرش کهنه ای در خونه تکونی تو
جوری منو تکوندی گرد و غبار من ریخت
یک شمش از طلا رو به دست تو سپردم
تو سکه ضرب کردی اما عیار من ریخت
-گاهی به یک معجزه تغییر کرده تقدیر
یک عالمه گریه از این انتظار من ریخت
با سردی نگاهت من گرم می گرفتم
انقد غرورم شکست تا اعتبار من ریخت