

Song
·
4 mins 8 secs
·
Jan 26, 2014
پالام پولوم پلیچ...باز دست تو رو شد که گرگ هستی و باید فرار را بکنیم
به جای دورتری از حیاط،از خانه کنار جاده ی فرعی قرار را بکنیم
بدون هرچه اضافیست، پیش هر اتوبوس بایستیم و با هم سوار را بکنیم
درون صندلی سفت، پشت شیه ی مات دچار دلهره ها انتظار را بکنیم
به ناکجا برسیم از کجا ادامه دهیم در ایستگاه سر شب قطار را بکنیم
با چشم های بسته تا ته جهان سفریدن با گونه های خیس از شیطنتت خندیدن
از تو به کوی کسی که بوی کفن می داد جهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن
دوتا بدون بلیط و بدون مقصد که میان هدفون قرضی نوار را بکنیم
دوباره شهر پر از رفت و آمد و آدم کنار مترو تصویر غار را بکنیم
پیاده از اتوبان شلوغ رد بشویم جلوی خط چین ها ،اختیار را بکنیم
درون ساندویچی پشت میز خورده شویم و بعد یکجا شام و ناهار را بکنیم
شب است هر دو به یک خواب خوب محتاجیم که زیر پل بغل هم فشار را بکنیم
که بی خیال تمام اضافه ها، تنها مدام زندگی خنده دار را بکنیم
یواش می زنی از پشت سر به من دستی که گرگ هستی و باید چه کار را بکنیم
با چشم های بسته تا ته جهان سفریدن با گونه های خیس از شیطنتت خندیدن
از تو به کوی کسی که بوی کفن می داد جهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن