

Song
·
5 mins 19 secs
·
Jul 26, 2013
رفتنت ظهور ظلمت
قصه ی مردن من بود
واسه من گسستن تو
همه تاریکی و غم بود
رفتنت هجوم گریه
صحنه ی طلوع ماتم
مرگ معصوم گل عشق
آخرین غرور شبنم
یه روزی این همه با هم
سرد و بیگانه نبودیم
زیر لب حدیث عشق
عاشقانه می سرودیم
بین ما پنجره اما
لحظه ی بسته نمیشد
دلم به گریه هاش بود
چشمامون خسته نمیشد
مرمر روشن چشمات
شمع پرفروغ خونه
ای برای گریه کردن
اسمت آخرین نشونه
زیر لب حدیث عشق
عاشقانه می سرودیم
بین ما پنجره اما
لحظه ی بسته نمیشد
دلم به گریه هاش بود
چشمامون خسته نمیشد
مرمر روشن چشمات
شمع پرفروغ خونه
ای برای گریه کردن
اسمت آخرین نشونه
لحظه ها ثانیه هامون
همه تکرار من و تو
خالی ازرنجش دوری
پره بیدارمن و تو
اما امروز که غریبیم
مهربونترین صداکو
سینه از نفس گرفته
آشناترین هوا کو
اما امروز دل تنگم
جزیه جسم پاره نیست
غیرجون سپردن انگار
برای من چاره ی نیست