

Song
·
4 mins 35 secs
·
Mar 4, 2022
زمان میره تو یه پلک که بزنی
و مرگ نشسته گرفته کمین
اومدی با اون بسازی بهشت برین
اون رفتو تو موندیو یه طلسم قوی
دیدی جلو آیینه این چشم باز کبوده
میگی دنیا که شبیه قصه هاش نبود
نمیسوزه حتی این دل واسمون دیگه
فقط منتظر یه نداس از اون
نگاهی باش هرروز میشه توم پر
هی مشت رفت تو این آیینه خورد شد
دوتا قدم درست و حسابی نمیره زود چون
پاهام وصله به سری که فقط خیره موند
به گذشته ای که نداد راه کی نشون
میمونی گیره اونی که باید خودشو میرسوند
خب چه فایده بالاخره دیدی دیرمون شد
دنیا چه قدر سریع میکنه یهو پیرمون
توام که دیدی نداری همنشینی مثل خودت
مثل یه پرنده پرکشیدی خواستی بری
برسی به جایی که حقیقتش داشته باشه
جا این تلخی یه طعم شیرین
دوتا قدم درست و حسابی نمیره زود چون
پاهام وصله به سری که فقط خیره موند
به گذشته ای که نداد راه کی نشون
میمونی گیره اونی که باید خودشو میرسوند
خب چه فایده بالاخره دیدی دیرمون شد
دنیا چه قدر سریع میکنه یهو پیرمون
توام که دیدی نداری همنشینی مثل خودت
مثل یه پرنده پرکشیدی خواستی بری
برسی به جایی که حقیقتش داشته باشه
جا این تلخی یه طعم شیرین
ولی خب دیاری نبود نباشه شبیه شهر تو
به هرجا رسیدی دیدی همینه وضع
شک کردی داشته باشه این آدم از سینه قلب که خب
آسمون دودیه ذاتش اسیر جنگ ثالث
مهم نیست آدما نمیبینه چشمشون
نباید بمونی مثل یه الماس تو دل کوه
پرواز کن از این جا برو مثل نور
خودتو به حقیقت این هزارتو برسون
تا تو اسمونی نکن پس نگاه به زمین
برو جلو تا اونجا که وقت راه میده همین
میگن بالا اون ابرا هست یه جای عجیب
که تا همیشه دست تو دست کنار همیم
-من اینبار خبره تو راهم
فانوس روشن رو کره ی ماهم
آسون نبوده سالهاست که آگاهم
چیدم پازلارو غلط منم گاها
شیشه خورده ندارن آدما ذاتا
اینو تجربم میگه تو نکن باور
-من اینبار خبره تو راهم
فانوس روشن رو کره ی ماهم
آسون نبوده سالهاست که آگاهم
چیدم پازلارو غلط منم گاها
شیشه خورده ندارن آدما ذاتا
اینو تجربم میگه تو نکن باور