

Song
·
4 mins 9 secs
·
Mar 4, 2022
کوله بارم روی دوشمه از این
خونه میکنم روبه دنیای ابری
میرم سمت اون روزای سختی
که یه روز میرسم به تهش و شیرینیه ترخیص
همراه این قلبم یه رازه
داستان زندگی واسم درازه
یاد گرفتم از قانوناش که
هرکی حریص تره قطعا میبازه
دردا هیچوقت تموم نمیشن
این خاطره هان که بت امون نمیدن
آدمایی که تو زمونه گیرن و
تش لای خاک سرد آروم میگیرن
بم یاد دادن همه خنده ها
که میگذره تلخیه همه لحظه ها
اون چیزی که جمعه ها میکاری
جوونه میزنه صبح شنبه ها
میپره یهو تلخیه مستیت
در میره از دل تجربه تصمیم
جایی دیگه واسه پرتی نداری
میشه شب میشه صبح شدی آدم تقدیر
آدمایی که تو زمونه گیرن و
تش لای خاک سرد آروم میگیرن
بم یاد دادن همه خنده ها
که میگذره تلخیه همه لحظه ها
اون چیزی که جمعه ها میکاری
جوونه میزنه صبح شنبه ها
میپره یهو تلخیه مستیت
در میره از دل تجربه تصمیم
جایی دیگه واسه پرتی نداری
میشه شب میشه صبح شدی آدم تقدیر
یادت میره همه دردا
از امروز میجنگی واسه فردا
سنگین شده همه حرفات
میشی تسکین خودت واسه همه زخمات
این منظره از یادت برده
چرا پای بیداریا خوابت برده
هرچی سنت بالاتر میره
دیگه بیشتر میفهمی جسمت مرده
خسته شدی تو دیگه از این وضعیت
همه لطفات داره میشه وظیفت
تش میشنوی ازهرکسی نصیحت
اینجای زندگی اخر قضیس
-میبینم عکس یه غریبرو تو ایینه
اون آدم ساکت که روحش با هر فکری وا میره
یه دریا احساسو تو دل ماهی جا میده
همون وجدان بیدار با دوتا چشمی که خوابیده
این صدا روز و شب نذاشته واسه دلم
انگار یه حرفی که نباید گفتو من میخوام بگم
یه هزارتو که باید اول اخر برم
مثل شمعی که تو باد نورشو میرسونه به من
-دودو میشونم جای بغضِ تو گلوم
دیگ زیر چشم شده رنگ سرخمون کبود
از همه طرد شدیم تا بتونیم درک کنیم
واسه همینه ک کسی پشت مون نبود نه
دردمو نبین اشکمو ندید خدا
نمیخوام بمونم اینجا دستمو نگیر
توام اینجا زدن حلقه به گوشت
نمیبینیش که باورت پرده روشه نه
سخت نگیر اینا منطقشونه
سگ دو بزنی بهت بگن برده پول
من ،شدم بیخیال مرد شدنم
تهش تو هر رابطه ای هرز شدنم
دیگه بیخیال محو شدن
از خانواده از زندگی سرد شدنم
بیخیال آتیش ته داستانم
ترسی ندارم داش که تا تهش وایسادم
بیخیال جسمی که مچاله شد
زیر دستوپای تلخی اوقاتش
گفت برم شاید اینا دلتنگ بشن ولی
هیچکی نبود بگیره سراغشو نه
دیگه خستم از حرفهای پشتم
میخوام بپرم من ولی از جای تو نه
تا که تلاش کنم برای بقای تو
بهتره بمیرم توی دردهای خودم
کلی سد سر راهم
دیگه سردم طاقت بریده
همهٔ فکرا مشغله سازن
میانبر رفتن غریزه مردمم
حرص و عقده و طمع بقیه هم تکخورن
هرکی راهی داره همینه ک همه سرخودن
توی دوستیا تاجر هر سودیم
به هم نرسیدیم چون روی دایره نبودیم
عشقو باختیم زندگی چی ازین غافله هم دوریم
-میبینم عکس یه غریبرو تو ایینه
اون آدم ساکت که روحش با هر فکری وا میره
یه دریا احساسو تو دل ماهی جا میده
همون وجدان بیدار با دوتا چشمی که خوابیده
این صدا روز و شب نذاشته واسه دلم
انگار یه حرفی که نباید گفتو من میخوام بگم
یه هزارتو که باید اول اخر برم
مثل شمعی که تو باد نورشو میرسونه به من