

Song
·
5 mins 47 secs
·
Oct 7, 2013
چیزت را به من نگو چیزت را به من نده
با پنجره بخواب ای سنگ جان من
من روی یاد تو که یله شده بر آسمان خط می کشم
با من تراوش روزانه ای ست که در نبود تو تکرار می شود
تقصیر خواب نیست تقدیر ما تصادفی ست که به هیچ نمی ارزد
اصلا من بعد اصلا من بد
-گوشت روی گاز مشروب روی میز
ما چقدر غریبه شدیم که تو تحریک نمی شوی دیگر
سیگار می کشی و تنت زیر زیرپوش سفید توریت شناور است
هیچ چیزت را به من نگو هیچ چیزت را به من نده لطفا
بگذار گمان گندم نگات در ذهن لهجه دار من
با شک به هستی اجین شود
اصلا من بعد اصلن ما بد
-اینجا که شعر هیچ غلطی نمی کند
من هم که مست
کدام شعور؟
ما همه چیز را در مبال خانه جا گذاشتیم
اطراف مان مشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند
هیچ چیزت را به من نگو هیچ چیزت را به من نده لطفا
بگذار گمان گندم نگات در ذهن لهجه دار من
با شک به هستی اجین شود
اصلا من بعد اصلن ما بد
-اینجا که شعر هیچ غلطی نمی کند
من هم که مست
کدام شعور؟
ما همه چیز را در مبال خانه جا گذاشتیم
اطراف مان مشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند
و
حقارت شان را با تصور تخریب ما زنده می کنند
اینجا کسی نمانده که حتی شکایتی کنم
اصلا من بعد اصلا من بد
-هیچکس بزرگ نیست هیچ چیز عمیق نیست
هیچکدام ما مهم نیستیم دیگر
تنها سکوت سطحی خاک گرفته ی حجم این کتاب هاست
که زنده است
زمان دروغ می گوید تاریخ زنده نیست
مکان توهمی ست که ما در آن سکس می کنیم
چیزت را به من نگو چیزت را به من نده
آرام گریه کن
آرام نعره بزن
سوتین سیاه تو سبز می شود ریشه می دهد
من هم یواشکی در خواب تو راه می روم
انگار نه انگار که نیستیم دیگر
آه سانفرانسیسکوی سوررئال من
اه پاریس بدنام شده
آه فرانکفورت نفرینی
میلان خسته میلان تنها
کلن کلافه
-بخند بپاش بشاش بشاش
و انزلی که جا گذاشتمش
اصلا من بعد اصلن من بد