

Song
·
3 mins 18 secs
·
Jul 3, 2016
من کجای این جهانم
که سکوت دنیای من شد
سایه ی سیاهی اینجا، تنها پیرهن تن شد
-من کجای این جهانم
نه صدام شنیده می شد
نه یه دست آشنایی، تو سقوطم دیده می شد
-شب و آغوش تن تو، منو اندازه نمی کرد
من و هیچ و تخت خوابی، تو اتاقی خالی و سرد
-شب بی پنجره مردن
پشت سلول یه دیوار
شب بی حنجره ی تو
با ترانه های سنگسار
-هر کجای قصه اینجا
خنده ی متروکه ای بود
تنی آواره ی راه و، خشکی چشمای هر رود
-شب بی پنجره مردن
پشت سلول یه دیوار
شب بی حنجره ی تو
با ترانه های سنگسار
-هر کجای قصه اینجا
خنده ی متروکه ای بود
تنی آواره ی راه و، خشکی چشمای هر رود
-هر کجای قصه اینجا
یکی سر بریده می شد
یکی بی تن تو بود و، یکی دار کشیده می شد
-من فقط زانو شکستم، وقتی بوسه یه گناه شد
رو به من تا چشم خیسم، این جهان فقط سیاه شد
-شب بی پنجره مردن
پشت سلول یه دیوار
شب بی حنجره ی تو
با ترانه های سنگسار
