

Song
·
6 mins 21 secs
·
May 28, 2016
وقتی فرسنگ ها دور از من احساس دلتنگی کنی
قلب من روزهاست سرد شده از این عشق تقارنی
- -وقتی ساعت ها بعد از این روزهای تنهایی داری
ذهن من دست کشیده از توهم های تکراری
-وقتی تمام سلول هات یه آغوش امن میخوان
وقتی همه خاطره های لعنتیت به حرف میان
-ترکم که میکردی نور فانوس های دریا مردن
موریانه های خیال قایق نجاتو خوردن
-فرشته های دریایی منو به موج ها سپردن
امواج سهمگین وحشت منو تا مرز مرگ بردن
-وقتی تمام حسرت ها به مرگ اضافه ت میکنن
وقتی همه غم های فلسفی کلافه ت میکنن
-غم ها که هرچقدر می خندی احاطه ت میکنن
ترکم که میکردی نور فانوس های دریا مردن
موریانه های خیال قایق نجاتو خوردن
-فرشته های دریایی منو به موج ها سپردن
امواج سهمگین وحشت منو تا مرز مرگ بردن
-وقتی تمام حسرت ها به مرگ اضافه ت میکنن
وقتی همه غم های فلسفی کلافه ت میکنن
-غم ها که هرچقدر می خندی احاطه ت میکنن
نفس ها به بوی جسد به تدریج عادت میکنن
-وقتی میخوای با دیوارا حرف بزنی و ممکن نیست
وقتی تو مجرای نفس چیزی جز بغض مزمن نیست
-وقتی اطرافت همه چیز اونقدر خوبه که سیر شدی
میبینی تو انتظار اتفاق خوب پیر شدی
-وقتی وجودت خالیه و از درون درد می کشی
چشمای پر اشکتو به شیشه های سرد میکشی
-ترکم که میکردی نور فانوس های دریا مردن
موریانه های خیال قایق نجاتو خوردن
-فرشته های دریایی منو به موج ها سپردن
امواج سهمگین وحشت منو تا مرز مرگ بردن
-وقتی همه جونتو از نیاز به بوسه میدری
برای بوسیده شدن پناه به عکس ها میبری
-وقتی من نیستم که روحت زیر پوستم گرم بمونه
وقتی من نیستم که روحت زیر پوستم گرم بمونه
-وقتی اطرافت همه چیز اونقدر خوبه که سیر شدی
میبینی تو انتظار اتفاق خوب پیر شدی
-وقتی وجودت خالیه و از درون درد می کشی
چشمای پر اشکتو به شیشه های سرد میکشی