

Song
·
6 mins 41 secs
·
May 19, 2014
آتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگیست نامش زندگانی
-رحمتی کن کز غمت جان می سپارم
بیش از این من طاقت هجران ندارم
-کی نهی بر سرم، پای ای پری از وفاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کرده ام زاری
-نوگلی زیبا بود حسن و جوانی
عطر آن گل رحمت است و مهربانی
-ناپسندیده بود دل شکستن
رشته الفت و یاری گسستن
-کی کنی ای پری ، ترک ستمگری
می فکنی نظری آخر به چشم ژاله بارم
-گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم در دل من اندازه دارد
عطر آن گل رحمت است و مهربانی
-ناپسندیده بود دل شکستن
رشته الفت و یاری گسستن
-کی کنی ای پری ، ترک ستمگری
می فکنی نظری آخر به چشم ژاله بارم
-گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم در دل من اندازه دارد
-حیف اگر ترحمی نمی کنی بر حال زارم
جز دمی که بگذرد، که بگذرد از چاره کارم
-دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما
آن زمان که بر کشد گیاه غم سر از مزارم
-از نظر های تو بی مهری عیان است
جان گدازست آن نظر آرام جان است
-سیل اشکم با زبان بی زبانی
با تو گوید راز عشقم گرچه دانی