

Song
·
3 mins 32 secs
·
Oct 17, 2017
از عشق هیچ چیز نمی دانم
چیزی برای آنکه بدانم نیست
چشمانِ مرگبارِ زنی زیبا
آرامبخشِ زیر زبانم نیست
-من تازه عاشقت شده ام اما
از هر چه بر تو رفته خبر دارم
با من بگو که در نُسَخِ خطی ت
خطّی برای آن که بخوانم نیست
-من کل آسمان تو را گشتم
دیری ست کفتران به تو مشغولند
ای کاش نامه ای به تو، اما حیف
طوقیِ پیرِ نامه رسانم نیست
-می خواستم سفر کنم و یک شب
دیدم سبُک شده چمدان یعنی
با چشم های خیس خودم دیدم
جز خنده ی تو در چمدانم نیست !
-من کل آسمان تو را گشتم
دیری ست کفتران به تو مشغولند
ای کاش نامه ای به تو، اما حیف
طوقیِ پیرِ نامه رسانم نیست
-می خواستم سفر کنم و یک شب
دیدم سبُک شده چمدان یعنی
با چشم های خیس خودم دیدم
جز خنده ی تو در چمدانم نیست !
-باید که اعتراف کنم انگار
ای آینه، دروغ نمی گفتی
موهای پیر و خسته ی من دیگر
دلتنگ دست های جوانم نیست
-ای کاش دست های تو را تنها
ای کاش دست های تو را اینجا
ای کاش دست های تو را اما
پایان جمله ام بتوانم نیست