

Song
·
5 mins 24 secs
·
Jan 26, 2014
منو به حال خودم بزار این مردو منو تمام پلشتی این دردو
که قد تمام کرم های عالم دوستت دارم که قد تمامی دوش ها می بارم
که درد می کشم قد پریودهای هفت روزت که سر درد می کنم به سردردهای مرموزت
که با صدای تو...قطع کنم؟ نه بمان هنوز که دوستتم داری ؟ کمی بیشتر از دیروز
که لای سینه های تو بی هواگریه شوم که مست توی کوچه های غمت بدوم
ببین این تخت خواب شکسته دائم استرس داره ببین این چراغ خواب سوخته هم هنوز بیداره
ببین بنان چطور با صدای من بغض کرده که اشک های سر شب تازه اول کاره
به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است که حبسیده در خود و رمز جان کندن اش این است
که روبروی آب نشسته سراب می بیند فقط شکنجه شکنجه عذاب می بیند
که لای سینه های تو بی هواگریه شود که مست توی کوچه های غمت بدود
همیشه به اندازه یک یتیم خواب می دیدیم تو از نبود و من از بود پدر ترسیدیم
میان داشته ها و هر دو بی پدر بودیم میان سکته و سرطان هر دو در بدر بودبم
به جان تو بانو نخورده مست بیهوشم تو فرض کن این درد تکیلاست که می نوشم
تو فرض کن این آخرین بیت شعر من باشد که ضجه می زنم و می نویسم نی نی نوشم