

Song
·
3 mins 51 secs
·
Jun 2, 2015
نگاهم کردی و به دنیا اومدم، زبون واکردم و ترانه زاده شد
کنارت زندگی سر و سامون گرفت، کنارت شاعری دوباره ساده شد
-فقط کاغذ، قلم، یه پاکت کِنتِ لایت، دو تا چشم تو و یه کم ودکا... همین!
نه کافه لازمه، نه از خود بی خودی، نه ویلای شمال، توی یه زیرزمین...
-می شه تا تو پرید، می شه از تو نوشت، می شه بی واهمه بازم اسمت رو برد،
می شه دنیا رو از کیسینجرها گرفت، می شه دنیا رو به اوباماها سپرد...
-تو بارونیت پر از گلای زنبقه، درآر بارونیتو! بذار شاعر بشم
بذار تا بسترم تماشایی بشه، بذار عریون مثِ باباطاهر بشم...
-تنت راهِ هراز، پر از پیچ و خطر، تمام آرزوم تو جاده مُردنه
بمون و عطرتو تو شعرام جا بذار اگه تقدیرشون بازم خط خوردنه
-بذار قیچیم کنن، یه کبکِ بی قرار، توی سینه م دارم که می خونه برات،
رابین هودت می خواد تمام عمرشو، پناهنده بشه، به شروودِ چشات
-تنت یه دره ی پر از برفه برام، ازش سُر می خورم، نیاگارا می شم
تو شهرِ خوبمی، همیشه خر ّمی، برات می میرم و جهان آرا می شم
بذار تا بسترم تماشایی بشه، بذار عریون مثِ باباطاهر بشم...
-تنت راهِ هراز، پر از پیچ و خطر، تمام آرزوم تو جاده مُردنه
بمون و عطرتو تو شعرام جا بذار اگه تقدیرشون بازم خط خوردنه
-بذار قیچیم کنن، یه کبکِ بی قرار، توی سینه م دارم که می خونه برات،
رابین هودت می خواد تمام عمرشو، پناهنده بشه، به شروودِ چشات
-تنت یه دره ی پر از برفه برام، ازش سُر می خورم، نیاگارا می شم
تو شهرِ خوبمی، همیشه خر ّمی، برات می میرم و جهان آرا می شم
-می تونم ساعتو عقب برگردونم، از این عصر عذاب، بریم تا عصر سنگ
می خوام تو غارمون با دستِ تاولی، برات روشن کنم یه آتیش قشنگ
-نتونستم یه شعر، مثِ حافظ بگم، به جاش از بچه ها برات فال می خرم
زمستون که بیاد، همین شعرم یه روز، حراجش می کنم، برات شال می خرم...