

Song
·
4 mins 33 secs
·
Nov 7, 2017
نسلِ من نسلِ بمب و موشک بود،
نسلِ بیشیرِ خشک و پوشک بود،
حسرتش سکههای قلک بود
که باهاش توپشو دولایه کنه.
-نسلِ سازِ شکسته و تحقیر،
نسلِ وی.اچ.اسای بدتصویر
نسلِ از زندگی و رؤیا سیر
که نمیخواستش گلایه کنه.
-نسلِ پاکوب توی اجباری،
کیک و نوشابههای پنجزاری،
نسلِ ناکامِ بیعزاداری
بعد قطعنامه از نفس افتاد.
-با پیلیهای ممتدِ شلوار،
پشتِ موهای جرج مایکلوار،
با نخای شریکی سیگار،
عشق میکرد با خوندنِ فرهاد.
-نسلِ پاکوب توی اجباری،
کیک و نوشابههای پنجزاری،
نسلِ ناکامِ بیعزاداری
بعد قطعنامه از نفس افتاد.
-با پیلیهای ممتدِ شلوار،
پشتِ موهای جرج مایکلوار،
با نخای شریکی سیگار،
عشق میکرد با خوندنِ فرهاد.
-نسلی که با نگاهی عاشق شد،
سرنوشتش شبیهِ «صادق» شد،
قه قهش رفته رفته هق هق شد،
آلبوم عکسش آینهی دِق شد.
-نسلِ من، نسل شعر و رؤیا بود،
شکلِ پایانِ تلخِ فیلما بود،
بطریِ روی موجِ دریا بود
که کسی نامهشو از آب نگرفت.
-نسلِ دق کرده تو صفِ کنکور،
نسلِ رو فرشِ بازیِ پاسور،
نسلِ به سرنوشتِ بد مجبور
که سوال پرسید و جواب نگرفت.
-نسلی که «شاملو» رو ازبر کرد،
حرف خوش خنده ها رو باور کرد،
توی میدون تنش رو پرپر کرد
روی سینهش یه بغض سنگین بود.
-نسلی که مثلِ ساعتش خواب رفت،
آرزوهاش یکی یکی آب رفت،
عکسِ فوریش روحجله توقاب رفت
با چشایی که خیلی غمگین بود.
-نسلی که با نگاهی عاشق شد،
سرنوشتش شبیهِ «صادق» شد،
قه قهش رفته رفته هق هق شد،
آلبوم عکسش آینهی دِق شد.