

Song
·
3 mins 31 secs
·
Sep 4, 2017
آمدم که سفیدی را به قلم،
سیاه کنم
-سایه اش، سپید دیدمُ
چشمَم به ماه افتاد
-گفتم؛
بنویسم؟
-اِی دوست؟؟ ...
- -گفتش آرام بمان
که من آرامم
-و بنگارَم،
که "سکوت" ...
دست کشیدش بر سرم
نور عمیقش
آرام،
گفتش آرام بمان
که من آرامم
-و بنگارَم،
که "سکوت" ...
دست کشیدش بر سرم
نور عمیقش
آرام،
-گفت نبینم ناله ات
سوز دلت،
پیش دو چَشمم،
جانان ...
-گفتم این خط که نوشتم،
کمُ بیش در یادت،
رفته آن دور
شده یک عادت
رفته آن دور
شده یک عادت.
-رفته آنجا که کبوتر
می برد نامه ی دوست
-رفته آنجا
که فلک،
گردِ گردست هنوز
-رفته دیوان شده این
"کُنج کتاب"،
دست خطی،
همه کَز خاطر اوست ...
-از برایت
می نویسم بر ورق
یک اِسمُ
می کشم آهی کنارش
که سکوت ...